تحقيرزمينه سازبزهكاري نوجوانان » مجتمع آموزشی غیر انتفاعی فرهنگ
 
 
       
  به وب سایت رسمی مجتمع آموزشی غیر انتفاعی فرهنگ خوش آمدید. در این وب سایت شما با فعالیت های مجتمع بهمراه دیگر موارد آشنایی پیدا می کنید.  

  امروز:   چهارشنبه 17 شهريور 1389

 

 

شناسه:
کلمه عبور:
 

Contact
راهنمایی:01313227709
            01313223336
دبیرستان:01313220242

شعبه راهنمایی: رشت ، ابتدای خیابان نامجو ، پشت هلال احمر

شعبه دبیرستان و پیش دانشگاهی: رشت ، خیابان نامجو ، روبروی تربیت بدنی

چهارشنبه 17 شهريور 1389













تحقيرزمينه سازبزهكاري نوجوانان
موضوع ارسالی گروه : مقالات, مقالات اجتماعی

به نام يگانه بي همتا
«تحقير،زمينه ساز بزهكاري نوجوانان»
انسان موجودي اجتماعي است وبراي رشدسالم رواني - اجتماعي ضروري است كه درمحيط اجتماعي مناسب وروابط مطلوب پرورش يابد.اولين اجتماع خانواده است كه نخستين روابط اجتماعي باوالدين درآن تجربه مي شود.ايجاد احساس ارزشمندي ياعزت نفس درفرزندان ازمهمترين كاركردهاي خانواده براي پرورش افراد سالم است.
عزت نفس يعني برآوردي كه شخص ازميزان ارزشمندي خوددارد.هرانساني ازتجربه رفتارهاي ديگران ودرك آنهابه اين احساس مي رسد.اگراين رفتارهاوبرخوردهاي ديگران توام با موردقبول واقع شدن،احترام گذاشتن ودوست داشتن فرد باشد،ايجاد احساس ارزشمندي مي كندوازدرون ، خودراباارزش،باكفايت،مؤثرولايق درك مي كندوآثاراين نوع نگرش اورافعال كرده وبرايش سلامت رواني وشخصيتي به دنبال خواهدداشت.ولي تحقير انسان موجب ايجاداحساس بي ارزشي و بي كفايتي دروي شده واين فرآيندرواني زمينه ساز بروزرفتارهاي نابهنجار،انحرافهاي اجتماعي وبزهكاري وبيماري هاي رواني مي شود. تحقيرازنظر عاميانه يعني كوچك كردن فرد. مثلاً وقتي مي گويندفلاني مراتحقيركرد،يعني كوچك وبي ارزش كرد.اما ازنظرروان شناختي به معناي «نپذيرفتن ويژگيهاي مثبت يك فردواجازه ابرازخودوعرض اندام ندادن به اواست».وقتي به شخصي اجازه عرض اندام داده نمي شودوخوبي هاوتوانايي هاي اوبيان نمي شود.اواحساس بي كفايتي وحقارت مي كند.
آلفردآدلر ازروانكاوان مشهوري است كه پايه گذارنظريه حقارت است.اوبراساس مطالعات باليني وتحقيق هاي خودمي گويد«خداوند ماراطوري آفريده است كه هركس ماراتحقير كند ازاوفرار مي كنيم وهركس مارا گرامي بدارد به او علاقمند مي شويم».
آدلر مي گويد:«اگرسينه ي مارابشكافند خواهندديدكه مادوست داريم ديگران مارادوست بدارند».
آدلر معتقداست،بسياري ازخودكشي ها،ديگركشي ها،اعتيادها،انحراف هاي اجتماعي ،بزهكاري هاوبدبيني هابه خودوديگران ريشه دراحساس حقارت دارد.علاوه برآدلرروانشناسان ديگري هم هستندكه عامل حقارت رادربيماريهاي رواني،انحراف هاي اجتماعي وبزهكاري، بسيارمهم ودخيل مي دانند.
پاولوف مي گويد:«اگرخوبي هاي انسانها رانگوييم آنان گرفتار خاموشي مي شوندوتنها مي مانند واين تنها ماندن است كه انحراف ها وبيماري هاي رواني رابه دنبال مي آورد».

افراد از سه جايگاه تحقير مي شوند:
1- خانواده: خانواده اولين مكاني است كه فرزندان درآن تحقيرمي شوند.پدران ومادران ناآگاهي كه ازبدوتولدفرزند،شروع به كوبيدن وتحقيراومي كنند،بدترين آسيب رواني رابه فرزندخودوارد مي كنند.زيراگفتن واژه هاوكلمات تحقيرآميزحتي دردوران كودكي درسازمان شخصيتي فرزنداثرگذاشته واورابه سوي فرسودگي وبي كفايتي سوق خواهدداد.سرازيركردن كلمات تحقيرآميزبرفرزندان وفراموش كردن ويژگيهاي خوب آنان جرات عرض اندام ورفتارسالم راازكودك مي گيرد(توبه جايي مي رسي ،تودست وپاچلفتي هستي، اين چه قيافه اي است كه داري ، فكركردي آدمي ، توفقط هيكلت رشدكرده،عقلت كه رشد نكرده،ديگران بچه دارندماهم بچه داريم،مخت كارنمي كنه،به بابات رفتي ،بيخودي پولهارا هدرنده،قيافه توبه درس خوانها نمي خورد و…ازجمله سخنان تحقيرآميزي هستندكه هرروزدرخانواده ها مي شنويم)).
اگراين سخنان زيادتكرارشود،كودك آنهارامي پذيردوهمان احساس ورفتاردركودك ايجادخواهدشد. درخانواده هايي كه فرزندان خودراتحقيرمي كنند،آمارفرارازخانه ،رفتارهاي پرخاشگرانه،افت تحصيلي ، استعمال سيگار،اعتياد، درگيرشدن باوالدين وبزهكاري ازفراواني بالايي برخورداراست. دكتررابرت درتحقيقيات خودمي گويد:«هرچه زمان مي گذرد،فاصله بين پدرها ومادرها زيادمي شود ودرنتيجه درگيري افزايش مي يابد.»
دراستان ايلام يك دختر17ساله دبيرستاني خودكشي كرده بود.اويادداشتي ازخودباقي گذاشته بودكه درآن نوشته بود:«ازبس اين زن(مادر)مرادرجمع تحقيرمي كندازدست اووحرفهايش خسته شده ام» مي بينيم كه مسئله احساس حقارت دردوران بلوغ ونوجواني ازحساسيت بالايي برخورداراست وباتوجه به تغييرهاي رواني وجسماني كه دراين سنين درنوجوانان پيش مي آيد،مسئله حقارت يا احساس ارزشمندبودن اهميت خودرانشان مي دهد.دريكي ازمراكز مشاوره ازنوجوان محصل سوم راهنمايي پرسيده شد:
«اگرمشكلي برايت پيش بيايداول باچه كسي مشورت مي كني ؟»پاسخ جالبي داد.اوگفت: «به جزپدرومادرم باهركس باشدمشورت مي كنم».اين سخن پيامي داردوآن اين است كه نوجوانان درموقعيت رواني وفيزيولوژيكي خاصي به سرمي برندووالدين آگاه وآشنابه مسائل تربيتي بايدبا ويژگيهاي فرزندخودآشنا شوند،ورابطه ي عاطفي ورواني سالمي بافرزندان خودايجاد كنند. آمارنشان مي دهدبيشترين دزدي ها ،اعتيادها، خودكشي ها وفرارازمنزل ومدرسه درسنين(14الي 18)سالگي اتفاق مي افتد اين دوره راروانشناسان دوره «ازشيرگرفتگي رواني » مي نامند،يعني سني كه نوجوان ازخانواده مي بردوبه همسالان وكوچه وخيابان مي پيوندد، درخانواده هايي كه نوجوانان احساس امنيت رواني نمي كنندوهرروز وهرلحظه تحقيرمي شوند،گريز ازخانه بيشترخواهد بود.بنا براين به كاربردن نوع واژه ها وچگونگي برخوردپدرومادر درمنزل درنوع تفكر وويژگي هاي رواني وشخصيتي ورفتارهاي آيندهءفرزندان نقش مهمي ايفا مي كند.خانواده هايي كه مي خواهند ازثبات برخوردار باشند،بايد درمنزل امنيت رواني وعاطفي فراهم كنند وازمحبت كردن وتوجه مثبت به فرزندان خود دريغ نورزند. بهترين نوع محبت به فرزندان ،محبت بي قيد وشرط است يعني دوست داشتن او به خاطر خوداو.
2- مدرسه: جايگاه ديگري كه فرزندان ممكن است در آنجا تحقيرشوند،مدرسه است ،جايي كه درس مي خوانند وبامعلم وكلاس وآموختن سروكاردارند.كلاس محلي است كه دانش آموزان توانايي وشايستگي خودرانشان مي دهند.توجه، قدرداني ،رفتار مناسب وپذيرفتن دانش آموزازسوي معلم مي تواند انگيزه وعلاقه به درس را دردانش آموزان شكوفا سازد و فردبتواندازراه تشويق وارج گذاري معلم ،تواناييهاي خودرا بروزدهد و احساس مفيدبودن كند، يكي ازدانشمندان علم روانشناسي به نام گلاسر رشد«هويت توفيق»را يكي ازرسالتهاي مهم مدرسه مي داند.هويت توفيق دركساني بوجود مي آيدكه دونيازاساسي خوديعني نيازبه دوست داشته شدن ودوست داشتن ونيازبه احساس ارزشمندي را ارضا كند.وقتي كه رابطه عاطفي ورواني بين معلم ودانش آموزبرقرارشدو دانش آموزدر كلاس ودرمقابل معلم احساس آرامش وراحتي كرد،بهترين فرصت براي درس خواندن ورفتارهاي سالم مهيا شده است ،اماوقتي كه دانش آموزدركلاس بوسيله معلم ناواردبه مسائل تربيتي ،موردتحقير ومقايسه واقع مي شود،و واژه هاي نسنجيده وتحقيرآميزبردانش آموزان باريدن مي گيردروزبه روزدانش آموز احساس بي كفايتي خواهد كرد ونگرش اوبه خود ، منفي وبيمارگونه خواهدبود وروزي اوبه فكرترك تحصيل خواهدافتاد تاازاين حقارت رهايي پيدا كند.درست است كه اكثرمعلمان جامعه ما دلسوزومهربان هستند وبراي موفقيت فرزندان ما تلاش صادقانه مي كنند،اما ديده شده است معلماني كه ازويژگيهاي رواني وجسماني دانش آموزان هيچ شناختي ندارند وغيرازتوهين وتحقيربراي كنترل كلاس وترغيب دانش آموزان به درس خواندن ، ابزارديگري دردست ندارند ،بدترين آسيب هاي رواني ورفتاري رابه نوجوانان ماواردكرده اند. وقتي نوجوانان ودانش آموزان راهنمايي ودبيرستاني كه دردورهء حس استقلال وشكوفايي «من» بسرمي بردند ودر برابراحساس حقارت هر لحظه آماده واكنش است ازمعلم كينه به دل مي گيرد رابطه معلم – شاگردي به رابطه اي خصمانه وكينه توزانه تبديل مي شود. نتيجه اين احساس حقارت، افت تحصيلي واحتمالاً ترك تحصيل خواهدبود. بنا براين محيط مدرسه بايد خصيصه هايي داشته باشد كه دانش آموز ان درآنجااحساس امنيت رواني وآرامش بكنندومعلم باراهنمايي وترغيب وتشويق خود، توانايي بچه هاراشناسايي كرده ودرآنان احساس عزت نفس وارزشمندي ايجادكند . درچنين صورتي است كه دانش آموزان ازنظررواني وشخصيتي ،ثبات پيدا كرده ورفتارهاي آنان سالم ومتعادل خواهدشد.
3- جامعه: علاوه برخانواده ومدرسه،خودجامعه هم به عنوان عاملي گسترده وبزرگتر درفرايندرواني ورفتاري نوجوانان تاثيرمي گذارد.جامعه تشكيل شده است ازهمسالان ،كوچه و دوستان، سينما، تلويزيون، مطبوعات، ورزشگاه ،مساجد،عالمان،رهبران،وهمه كساني كه مستقيم ياغيرممستقيم درديدگاه ها ورفتارهاي فرزندان نوجوان ومردم تاثير مي گذارد «درجامعه أي كه توانايي ها، خوبي ها، وشايستگي هاي افرادعنوان نمي شود واگركسي شكست بخوردازآن كوهي ازمشكلات ساخته مي شود كه امكان غلبه برآن محال است ودرجامعه أي كه مردم نحوه ي برخوردبا شكست را نياموخته اند، ودرجامعه أي كه بيش از65 درصد ازكلمات جاري برزبان اعضاي خانواده ها منفي وتحقيرآميز است ودرجامعه أي كه زنان ومردان درمنزل ازهم تشكر نمي كنند وبه جاي اميددادن ودلجويي ،يكديگر راتحقير مي كنندودرجامعه أي كه 50 درصدعلت طلاقهاوجدائيها «تحقيركردن يكديگر» درمنزل است فرزندان نوجوان ازدوران كودكي كلمات تحقيرآميزراپذيرا شده و شخصيت آنها هم براساس همين فرآيندرواني معيوب واحساس حقارت شكل مي گيرد. درباره رفتارهاي نابهنجار،انحرافهاي اجتماعي وبزه كاري نوجوانان عامل مهمي كه ازنظرروان شناختي ،برجسته به نظرمي رسد «احساس حقارت » درنوجوان ودورشدن آنان از احساس خودارزشمندي است.اگرنوجواني بيش ازحد تحقيرشود واجازهء عرض اندام به اوداده نشودممكن است ادامه ي اين رفتار،موجب پيدايي مشكلات رواني ورفتاري شود.اين آثارممكن است چنين باشد:
1- تحقيربيش ازحد،زمينهءحسادت رافراهم مي كند.
2- تحقيربيش ازحدپرخاشگري فردراافزايش مي دهد.
3- تحقيربيش ازحدموجب مي شود اعتمادبه نفس فردپايين بيايد.
4- تحقيربيش ازحدموجب مي شودفردازخود تصويري پيداكند كه بدترين مرحله از نظر رواني ،اختلال شخصيتي است.
5- تحقيربيش ازحدموجب مي شود كه فرد حقارت را بپذيرد،دراين صورت زمينه هرنوع انحراف وبزهكاري فراهم مي شود.
اقتباس ازمجله اصلاح وتربيت
«تلاش كنيم باكمك وهمكاري يكديگرآينده أي مملواززيبايي وشادابي براي فرزندان خودمهيا سازيم(
مدرسه راهنمايي غيردولتي فرهنگ
)
.
»


     
 
 
 
 

 

کلیه حقوق این پایگاه برای مجتمع آموزشی غیرانتفاعی فرهنگ محفوظ است.
Copyright 2008. Farhang Department, FarhangDep.Ir, All Right Reserved

Designed And Developed By IranWebService Corporation