شعبه دبیرستان و پیش دانشگاهی: رشت ، خیابان نامجو ، روبروی تربیت بدنی
- جمعه 08 مرداد 1389
هوش هيجاني
*هوش هیجانی * همه ی ما از میزانی از بهره هوشی ( IQ ) برخورداریم. اما از بهره هیجانی ( EI 1 ) و یا هوش هیجانی ( EI 2 ) چطور؟ با واژه ی هوش هیجانی تا چه حد آشناییم ؟ هوش هیجانی عبارت است از توانایی برقراری تعادل بین احساسات و منطق به طوری که ما را به حداکثر خوشبختی برساند. چهار مقوله ی کاربردی خاص برای حفظ تعادل میان عواطف و عقل و جود دارد: 1- تحریفات شناختی 2- مهارتکانه 3- به تاخیر انداختن خشنودی 4- بی اعتنایی عاطفی 1- تحریفات شناختی:تحقیقات علمی ثابت کرده که عواطف ، توانایی تحریف بصیرت و بینش ما را نسبت به حقیقت دارند. تحریفات شناختی شامل موارد ذیل است. الف . استدلال عاطفی : یعنی به عواطف خود اجازه می دهیم ما را به نتیجه گیری اشتباهی رهنمون کنند. زمانی که معتقدیم شکست می خوریم ، حتماً شکست خواهیم خورد. ب. زندان عاطفی: زمانی که احساس می کنیم در انجام دادن عملی گیر افتاده ایم دقیقاً زمانی است که ما احساسات خود را زندانی کرده ایم. ج. تصفیه یا ظاهر سازی ذهنی: همه چیز را به طور افراطی مثبت یا منفی می بینیم کوچکترین نشانه مشکل یا گرفتاری را فاجعه تلقی مي کنیم.در این حالت آنقدر احساس بدی نسبت به خود داریم که فکر می کنیم افرادی که از ما تعریف می کنند از روی دلسوزی به ما دروغ می گویند. د. تعمیم دادن: به اشتباه تصور می کنیم اتفاقی که در گذشته رخ داده همیشه رخ خواهد داد . افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند اجازه نمی دهند گفتگوهای درونی تحریف شده ، حالشان را بدتر کند. 2- مهارتکانه : مهارتکانه به ما کمک می کند از تصمیم گیری عجولانه دوری کنیم این عنصر مهم – مهارتکانه – به ما کمک می کند تا از منطق و استدلال در جهت تعدل عواطف استفاده بجا کنیم. 3- به تاخیر انداختن خشنودی :تعادل میان عواطف و عقل ، توانایی به تاخیر انداختن خشنودی را هنگامی که به نفعمان است به ما می دهد. 4- بی اعتنایی عاطفی: اگر رابطه ای با احساساتمان نداشته باشیم و سیله ای برای تعادل بخشیدن به منطقمان نخواهیم داشت و اگر تصمیم گیری هایمان تنها براساس منطق انجام گیرد به دلیل برشمردن تمامی دلایل عملی برای تجربه نکردن امور لذتبخش ، احتمالاً شادی و لذتهای بسیاری را در زندگی از دست می دهیم. * * * * * * * * * یادمان باشد اگر در همان زمان که احساسات در حال بروز هستند به آنها اعتنا نکنیم ممکن است فرصت یادگیری از آنها را از دست بدهیم. زندگی بیشتر ما بسیار شلوغ است ، بنابراین بعید به نظرمی رسد که زمانی را برای تعمق در احساسات و گوش سپردن به پیام آن داشته باشیم. واقعیت این است که بیشتر ما به جای گوش دادن به احساسات ، سخت تر و سخت تر کار و فعالیت می کنیم. بسیاری از ما سالیان دراز در موقعیتهای ناخوشایند و بیمارگونه ای به سر برده ایم . در حقیقت اگر با احساساتمان روراست و سازگار نباشیم مانند قوربا غه ای خواهیم بود که نمی داند چه وقت از آبی که آرام آرام به نقطه جوش می رسد بیرون بپرد باور کردنی نیست ، اما باید بدانیم قورباقه با اینکه به راحتی می تواند از آب بیرون بپرد اگر تغییردرجه حرارت به قدر کافی تدریجی باشد تا زمانی که پخته شود و بمیرد درآب باقی می ماند. منابع مورد استفاده :1- اکبرزاده ، نسرین ، هوش هیجانی ، تهران ، انتشارات فارابی - 1383 2- هین ، استپو ، هوش هیجانی برای همه ، ترجمه کوچک انتظار، رویا تهران ، انتشارات تجسم خلاق ، 1384 پورپهلوان ( كارشناس ارشد روانشناسي ) مشاور مدرسه راهنمايي غيردولتي فرهنگ
پيام مشاور ( *مدرسه راهنمايي غيردولتي فرهنگ*) پويايي يا ايستايي ، تحرك يا سكون!؟ به راستي آيا هرگز از خود پرسيده ايد خانواده اي كه اوقات زيادي از عمر گران مايه خويش را در آن صرف مي كنيد خانواده اي پوياست يا ايستا؟ اگر آن را ايستا يافته ايد و از روند حاكم بر آن احساس نارضايتي مي كنيد! براي ايجاد تحول و پويايي در آن به چه اقداماتي دست زده ايد؟ براي پيشگيري از ايجاد احساس ايستايي و بي تحركي و يكنواختي در منزل بايد از بوجود آمدن موارد زير جلوگيري كرد.
1 ـ افسردگي : مسئله ركود و بي تحركي در خانواده بيشتر توسط افراد افسرده مطرح مي شود. از علائم عمومي افسردگي عبارتند از : 1 ـ كم حوصله بودن به مدت چندين روز مداوم و دنباله دار 2 ـ پرخوابي با وجود تحرك كم جسماني و فكري در طول روز 3 ـ بي اشتهايي 4 ـ عدم تمايل به شركت در مهماني و يا بيرون رفتن از منزل و يا فعاليتهايي كه مورد علاقه عموم افراد است. 5 ـ خستگي شديد در مقابل فعاليت كم 6 ـ ميل شديد به تنهايي و كم حرفي اگر موارد فوق را در خود مي بينيد با روي آوري جدي به ورزشهاي سبك به يك مركز مشاوره مراجعه كنيد.
2 ـ اضطراب : افراد مضطرب به فعاليت جديد روي نمي آورند تا دچار اضطراب نشوند و همين امر موجب بي تحركي و ايستايي و سكون خواهد شد. با كاهش رخدادهاي مهم زندگي و يا به عبارتي فرار از چنين رخدادهايي به تدريج حيات خانوادگي رو به تغيير ناپذيري مي رود و زندگاني را براي اعضاي خانواده دشوار مي سازد. ايجاد موقعيت هاي جديد و متنوع در منزل ، فراهم ساختن فرصتهاي جديد براي تصميم گيري هاي هيجاني هم تمريني است براي كاهش ميزان اضطراب و هم يكنواختي را كاهش مي دهد.
3 ـ وسواس : يك عمل تكراري كه فرد خود را مجبور به انجام آن مي داند و هيچ دليل منطقي براي آن ندارد وسواس ناميده مي شود اعمال و رفتار وسواسي به علت تكراري بودن آن، هم براي فرد مبتلا به اين اختلال ،آزاردهنده است و هم براي اعضاي ديگر خانواده ملال آور و زيان بار مي باشد. رفتارهاي بي اختيار و تكراري به ايجاد حالت درماندگي منجر مي شود. وقت قابل ملاحظه اي را به خود اختصاص مي دهد (معمولاً بيش از يكساعت) و با فعاليتهاي روزمرة فرد به طور جدي تداخل مي كند. آيا اين امر موجب ملال و خستگي و يكنواختي نمي گردد؟ خانواده هايي كه در آن افراد وسواسي حضور دارند احتمال بيشتري دارد كه به زندگي يكنواخت و خسته كننده مبتلا گردند در حاليكه رمز رشد و تحول مثبت، استفاده بهينه از فرصت ها ست. آيا به نظر شما اين طور نيست؟ 4 ـ عدم انعطاف پذيري: غيرمنعطف بودن و عدم قبول موارد اشتباه فردي و اصرار بر دلايل بي منطق و تعصب بيش از اندازه ، جر و بحث هاي تكراري و يكنواخت درباره موضوع واحد در طولاني مدت از مسير زندگي خانوادگي، نشان از توقف در مسير زندگاني ما دارد. افراد انعطاف پذير در جامعه ، محبوب تر و پذيرفته ترند و محبوبيت ايجاد اميد و اميد باعث پويايي است، به خودمان مراجعه كنيم و ببينيم چقدر انعطاف پذيريم؟
5 ـ سكوت حاكم بر فضاي خانه : عوامل ايجاد كننده سكوت در منزل دو چيز است؟ 1 ـ افراد منزل گوينده و شنونده ي مناسبي نيستند 2 ـ عـدم تحمـل صحـبت هـاي يـكديگر كه اين مورد اكثراً به دعوا ختـم مي شود به اين جهت سكوت بهترين حالت است زنان از مردان پذيراي زناني هستند كه كلام ملايم، مهربان و حاوي تأييد همسرشان دارند. بنابراين نتيجه مي گيريم كه بايد : هم حرف زد هم خوب حرف زد و شنونده خوبي هم بود اگر شنونده خوبي نباشيم طرف مقابل ما، اعم از همسر و فرزند ما 1 ـ سكوت را بر صحبت ترجيح مي دهد. 2 ـ هرگز پالايش رواني و تخليه هيجاني نخواهد شد و در نتيجه ي همه اين ها دست نيافتن به آرامش است. قطعاً شما هم چنين وضعيتي را نمي پذيريد. موارد پنج گانه اي كه ذكر شد چند علت از علل مختلف و چندين گانه موجد سكون و بي تحركي در خانواده است از آن جا كه طولاني شدن كلام موجب كاهش حوصله ي شما خواهد گرديد. كلام را در اين جا به پايان رسانده و اميد آن داريم كه همگي هر چه بيشتر بر پويايي خود و اعضاي خانواده خود كوشا باشيم. پورپهلوان .مشاور مدرسه راهنمايي غيردولتي فرهنگ
سخني با اوليا باسلام ،تشکر وقدر دانی از حسن توجه شماوالدین گرامی ،به خانه دوم فرزندتان ،می خواهیم به بهانه حضور در جلسه انجمن اولیا ومربیان ،کلامی پای درد دل یکدیگر بنشینیم . سالهاست که قصد های زندگی ما دیگر با یکی بود،یکی نبود آغاز نمی شود وبا کمال تاسف فراموش کرده ایم که غیر از "خدا" دیگر کسی نیست . سالهاست که گنبد کبود قصه های شیرین زندگی ما جای خود را به سقف هایی داده اند که زیر آن دیگر نه پیرزن مهربان ونه هیچ دل مهربانی نیست که برای دیگر اعضای خانواده بتپد. چه باور داشته باشیم وچه نداشته باشیم ،باورود تکنولوژی های جدید نه تنها به خانه ی ما بلکه به قلب وروح ما،قافیه را تقریباً باخته ایم. اگر روزگاری فرزندان ما امید آن را داشتند که در پسِ روزی بر درد سر وکوفتگی کار شب ،انتظار آنان با لبخند ما به سیمای معصومشان به شهر مهربانی می رسید ،حال دیگر لبخند والدین فقط در ازای یک پیامک sms) )هیجان انگیز اما خالی از هر معنویتی شکوفا می شود دیگر صدای فرزند ما،جای خود را به گوشی ها وhands free"" هایی داده است که رقیب خوبی برای آنان نیست. ما ایرانیان مدت خیلی زیادی نیست که با رایانه آشناییم ،اما فرزندان ما در بیرون از منزل قلبشان فقط برای چت کردن تنگ می شود وبیصبرانه به خانه می آیند برای این کار ،نه برای بودن کنارما . پیشرفت تکنولوژی توسط انسان برای انسان به جهت رفاه وآسایش خود اوست ِ.تکنولوژی مقصر نیست ما تکنولوژی آموزان خوبی در کلاس تمدن نیستم. گناه را گردن چه کسی می اندازیم غیر از خودمان !!!.کاش ساعتی اختراع می شد تا ذهن وروح خوابیده وقلب مرده ما را بیداروزنده می کرد وبا تلنگری جانانه ما را به یاد خودمان می آورد که در کجای این مسیر قرار داریم ودراین دریای مواج زندگی ،ما بر امواج سواریم ویا امواج بر ما؟؟!!! در پایان لازم است ما والدین همیشه متذکر خود باشیم که: 1- اشتباه فرزندانمان را فراموش کنیم. 2- حداقل هفته ای یکبار خاطرات وآروزها ی نوجوانی خود را مرور کنیم. 3- همیشه می خواهیم فرزند ها با ما دوست باشد ،اینبار ما با آنها دوست باشیم. 4- رشد جسمی فرزندمان را وسیله تحقیرش نسازیم: " فقط قدت بلند شده! از عقل که خبری نیست! " " صدای ناهنجارت!!را گذاشتی روی سرت!! " 5- پایندی به ارزشها وقوانین را از خودمان شروع کنیم . 6- هرگز به فرزندمان پشت نکنیم وبا آنها قهر نباشیم، وحتي یک دقیقه 7- صحبت ومکالمه راجع به چیزهای جزئی اما مورد علاقه فرزندمان ،چیزی از ارزش ما کم نمی کند. 8- گاهی هم به موسیقی مورد علاقه فرزندمان گوش دهیم . 9- هرگز به جای او خرید نکنیم ،مگر این که خودش بخواهد. 10- هر وقت فعل "خواستن" را صرف می کنیم حتماًفاعلش همه اعضای خانواده باشند. * با آرزوی موفقیت برای همه والدین* * واحد مشاوره مدرسه غیر انتفاعی فرهنگ *