<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
<channel>
<title>پیام مشاور - مجتمع آموزشی غیر انتفاعی فرهنگ</title>
<link>http://farhangdep.ir/</link>
<language>fa</language>
<description>پیام مشاور - مجتمع آموزشی غیر انتفاعی فرهنگ</description>
<generator>SyPars Portal</generator><item>
<title>هوش هيجاني </title>
<guid isPermaLink="true">http://farhangdep.ir/PageItem-109.aspx</guid>
<link>http://farhangdep.ir/PageItem-109.aspx</link>
<description><![CDATA[<br />*<!--fontstart:Times New Roman--><span style="font-family:Times New Roman"><!--/fontstart--> <!--sizestart:4--><span style="font-size:14pt;line-height:100%"><!--/sizestart--> <!--colorstart:#003300--><span style="color:#003300"><!--/colorstart--> <!--sizestart:5--><span style="font-size:18pt;line-height:100%"><!--/sizestart--> <!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->هوش هیجانی<!--colorend--></span><!--/colorend--><!--sizeend--></span><!--/sizeend--> *<br />همه ی ما از میزانی از <!--colorstart:#CC0000--><span style="color:#CC0000"><!--/colorstart-->بهره هوشی ( IQ )<!--colorend--></span><!--/colorend--> برخورداریم. اما از <!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->بهره هیجانی <!--colorend--></span><!--/colorend-->(  EI 1 ) و یا <!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->هوش هیجانی <!--colorend--></span><!--/colorend-->( EI 2 ) چطور؟ با واژه ی هوش هیجانی تا چه حد آشناییم ؟<br />هوش هیجانی عبارت است از توانایی برقراری تعادل بین احساسات و منطق به طوری که ما را به حداکثر خوشبختی برساند.<br />چهار مقوله ی کاربردی خاص برای حفظ تعادل میان عواطف و عقل و جود دارد:<br /><!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->1-  تحریفات شناختی 2-  مهارتکانه    3-  به تاخیر انداختن خشنودی    4- بی اعتنایی عاطفی<br />1-	تحریفات شناختی:<!--colorend--></span><!--/colorend-->تحقیقات علمی ثابت کرده که عواطف ، توانایی تحریف بصیرت و بینش ما را نسبت به حقیقت دارند. تحریفات شناختی شامل موارد ذیل است.<br />الف . <!--colorstart:#CC0000--><span style="color:#CC0000"><!--/colorstart-->استدلال عاطفی <!--colorend--></span><!--/colorend-->: یعنی به عواطف خود اجازه می دهیم ما را به نتیجه گیری اشتباهی رهنمون کنند. زمانی که معتقدیم شکست می خوریم ، حتماً شکست خواهیم خورد.<br />ب‌.	<!--colorstart:#CC0000--><span style="color:#CC0000"><!--/colorstart-->زندان عاطفی<!--colorend--></span><!--/colorend-->: زمانی که احساس می کنیم در انجام دادن عملی گیر افتاده ایم دقیقاً زمانی است که ما احساسات خود را زندانی کرده ایم.<br />ج‌.	<!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->تصفیه یا ظاهر سازی ذهنی<!--colorend--></span><!--/colorend-->: همه چیز را به طور افراطی مثبت یا منفی می بینیم کوچکترین نشانه مشکل یا گرفتاری را فاجعه تلقی مي کنیم.در این حالت آنقدر احساس بدی نسبت به خود داریم که فکر می کنیم افرادی که از ما تعریف می کنند از روی دلسوزی به ما دروغ می گویند.<br />د‌.	<!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->تعمیم دادن<!--colorend--></span><!--/colorend-->: به اشتباه تصور می کنیم اتفاقی که در گذشته رخ داده همیشه رخ خواهد داد . افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند اجازه نمی دهند گفتگوهای درونی تحریف شده ، حالشان را بدتر کند.<br />2-	<!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->مهارتکانه :<!--colorend--></span><!--/colorend--> مهارتکانه به ما کمک می کند از تصمیم گیری عجولانه دوری کنیم این عنصر مهم – مهارتکانه – به ما کمک می کند تا از منطق و استدلال در جهت تعدل عواطف استفاده بجا کنیم.<br />3-	<!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->به تاخیر انداختن خشنودی :<!--colorend--></span><!--/colorend-->تعادل میان عواطف و عقل ، توانایی به تاخیر انداختن خشنودی را هنگامی که به نفعمان است به ما می دهد.<br />4-	<!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->بی اعتنایی عاطفی: <!--colorend--></span><!--/colorend-->اگر رابطه ای با احساساتمان نداشته باشیم و سیله ای برای تعادل بخشیدن به منطقمان نخواهیم داشت و اگر تصمیم گیری هایمان تنها براساس منطق انجام گیرد به دلیل برشمردن تمامی دلایل عملی برای تجربه نکردن امور لذتبخش ، احتمالاً شادی و لذتهای بسیاری را در زندگی از دست می دهیم.<br />* * * * * * * * *<br />یادمان باشد اگر در همان زمان که احساسات در حال بروز هستند به آنها اعتنا نکنیم ممکن است فرصت یادگیری از آنها را از دست بدهیم. زندگی بیشتر ما بسیار شلوغ است ، بنابراین بعید به نظرمی رسد که زمانی را برای تعمق در احساسات و گوش سپردن به پیام آن داشته باشیم. واقعیت این است که بیشتر ما به جای گوش دادن به احساسات ، سخت تر و سخت تر کار و فعالیت می کنیم. بسیاری از ما سالیان دراز در موقعیتهای ناخوشایند و بیمارگونه ای به سر برده ایم . در حقیقت اگر با احساساتمان روراست و سازگار نباشیم مانند قوربا غه ای خواهیم بود که نمی داند چه وقت از آبی که آرام آرام به نقطه جوش می رسد بیرون بپرد باور کردنی نیست ، اما باید بدانیم قورباقه با اینکه به راحتی می تواند از آب بیرون بپرد اگر تغییردرجه حرارت به قدر کافی تدریجی باشد تا زمانی که پخته شود و بمیرد درآب باقی می ماند<!--colorend--></span><!--/colorend-->.<!--sizeend--></span><!--/sizeend--><br /><!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->منابع مورد استفاده :<!--colorend--></span><!--/colorend-->1-	<!--colorstart:#000066--><span style="color:#000066"><!--/colorstart-->اکبرزاده ، نسرین ، هوش هیجانی ، تهران ، انتشارات فارابی  - 1383<br />2-  هین ، استپو ، هوش هیجانی برای همه ، ترجمه کوچک انتظار، رویا  تهران ، انتشارات تجسم خلاق ، 1384 <!--colorend--></span><!--/colorend--><!--fontend--></span><!--/fontend--><br /><!--fontstart:Times New Roman--><span style="font-family:Times New Roman"><!--/fontstart--> <!--sizestart:5--><span style="font-size:18pt;line-height:100%"><!--/sizestart--> <!--colorstart:#660000--><span style="color:#660000"><!--/colorstart-->پورپهلوان<!--colorend--></span><!--/colorend-->  ( <!--colorstart:#330099--><span style="color:#330099"><!--/colorstart-->كارشناس ارشد روانشناسي <!--colorend--></span><!--/colorend-->) <!--colorstart:#330033--><span style="color:#330033"><!--/colorstart-->مشاور مدرسه راهنمايي غيردولتي فرهنگ<!--colorend--></span><!--/colorend--><!--sizeend--></span><!--/sizeend--><!--fontend--></span><!--/fontend-->]]></description>
<category><![CDATA[پیام مشاور]]></category>
<dc:creator>mrfarzad</dc:creator>
<pubDate>Thu, 05 Mar 2009 06:08:06 +0100</pubDate>
</item><item>
<title>مقاله تربيتي (پيام مشاور)</title>
<guid isPermaLink="true">http://farhangdep.ir/PageItem-108.aspx</guid>
<link>http://farhangdep.ir/PageItem-108.aspx</link>
<description><![CDATA[پيام مشاور ( *مدرسه راهنمايي غيردولتي فرهنگ*)<br /><!--fontstart:Times New Roman--><span style="font-family:Times New Roman"><!--/fontstart--> <!--sizestart:4--><span style="font-size:14pt;line-height:100%"><!--/sizestart--> <!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->پويايي يا ايستايي ، تحرك يا سكون!؟<!--colorend--></span><!--/colorend--><br />به راستي آيا هرگز از خود پرسيده ايد خانواده اي كه اوقات زيادي از عمر گران مايه خويش را در آن صرف مي كنيد خانواده اي پوياست يا ايستا؟ اگر آن را ايستا يافته ايد و از روند حاكم بر آن احساس نارضايتي مي كنيد! براي ايجاد تحول و پويايي در آن به چه اقداماتي دست زده ايد؟ براي پيشگيري از ايجاد احساس ايستايي و بي تحركي و يكنواختي در منزل بايد از بوجود آمدن موارد زير جلوگيري كرد. <br /><br />1 <!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->ـ افسردگي : مسئله ركود و بي تحركي در خانواده بيشتر توسط افراد افسرده مطرح مي شود. <br />از علائم عمومي افسردگي عبارتند از : <br />1 ـ كم حوصله بودن به مدت چندين روز مداوم و دنباله دار <br />2 ـ پرخوابي با وجود تحرك كم جسماني و فكري در طول روز <br />3 ـ بي اشتهايي <br />4 ـ عدم تمايل به شركت در مهماني و يا بيرون رفتن از منزل و يا فعاليتهايي كه مورد علاقه عموم افراد است. <br />5 ـ خستگي شديد در مقابل فعاليت كم <br />6 ـ ميل شديد به تنهايي و كم حرفي <!--colorend--></span><!--/colorend--><br />اگر موارد فوق را در خود مي بينيد با روي آوري جدي به ورزشهاي سبك به يك مركز مشاوره مراجعه كنيد.<br /><br /><!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->2 ـ اضطراب :<!--colorend--></span><!--/colorend--> افراد مضطرب به فعاليت جديد روي نمي آورند تا دچار اضطراب نشوند و همين امر موجب بي تحركي و ايستايي و سكون خواهد شد. با كاهش رخدادهاي مهم زندگي و يا به عبارتي فرار از چنين رخدادهايي به تدريج حيات خانوادگي رو به تغيير ناپذيري مي رود و زندگاني را براي اعضاي خانواده دشوار مي سازد. ايجاد موقعيت هاي جديد و متنوع در منزل ، فراهم ساختن فرصتهاي جديد براي تصميم گيري هاي هيجاني هم تمريني است براي كاهش ميزان اضطراب و هم يكنواختي را كاهش مي دهد. <br /><br />3 <!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->ـ وسواس <!--colorend--></span><!--/colorend-->: يك عمل تكراري كه فرد خود را مجبور به انجام آن مي داند و هيچ دليل منطقي براي آن ندارد وسواس ناميده مي شود اعمال و رفتار وسواسي به علت تكراري بودن آن، هم براي فرد مبتلا به اين اختلال ،آزاردهنده است و هم براي اعضاي ديگر خانواده ملال آور و زيان بار مي باشد. رفتارهاي بي اختيار و تكراري به ايجاد حالت درماندگي منجر       مي شود. وقت قابل ملاحظه اي را به خود اختصاص مي دهد (معمولاً بيش از يكساعت) و با فعاليتهاي روزمرة فرد به طور جدي تداخل مي كند. آيا اين امر موجب ملال و خستگي و يكنواختي نمي گردد؟<br />خانواده هايي كه در آن افراد وسواسي حضور دارند احتمال بيشتري دارد كه به زندگي يكنواخت و خسته كننده مبتلا گردند  در حاليكه رمز رشد و تحول مثبت، استفاده بهينه از فرصت ها ست.<br />آيا به نظر شما اين طور نيست؟ <br /><!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->4 ـ عدم انعطاف پذيري<!--colorend--></span><!--/colorend-->: غيرمنعطف بودن و عدم قبول موارد اشتباه فردي و اصرار بر دلايل بي منطق و تعصب بيش از اندازه ، جر و بحث هاي تكراري و يكنواخت درباره موضوع واحد در طولاني مدت از مسير زندگي خانوادگي، نشان از توقف در مسير زندگاني ما دارد. افراد انعطاف پذير در جامعه ، محبوب تر و پذيرفته ترند و محبوبيت ايجاد اميد و اميد باعث پويايي است، به خودمان مراجعه كنيم و ببينيم چقدر انعطاف پذيريم؟<br /><br /><!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->5 ـ سكوت حاكم بر فضاي خانه :  <!--colorend--></span><!--/colorend--><br />    <!--colorstart:#003300--><span style="color:#003300"><!--/colorstart-->عوامل ايجاد كننده سكوت در منزل دو چيز است؟<!--colorend--></span><!--/colorend--><br />				          <!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->1 ـ افراد منزل گوينده و شنونده ي مناسبي نيستند <br />				          2 ـ عـدم تحمـل صحـبت هـاي يـكديگر كه اين مورد اكثراً به دعوا ختـم<!--colorend--></span><!--/colorend--><br />مي شود به اين جهت سكوت بهترين حالت است زنان از مردان پذيراي زناني هستند كه كلام ملايم، مهربان و حاوي تأييد همسرشان دارند. <br />بنابراين نتيجه مي گيريم كه بايد : هم حرف زد هم خوب حرف زد و شنونده خوبي هم بود اگر شنونده خوبي نباشيم طرف مقابل ما، اعم از همسر و فرزند ما   1 ـ <!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->سكوت را بر صحبت ترجيح مي دهد. <br />2 ـ هرگز پالايش رواني و تخليه هيجاني نخواهد شد و در نتيجه ي همه اين ها دست نيافتن به آرامش است. <!--colorend--></span><!--/colorend--><br />قطعاً شما هم چنين وضعيتي را نمي پذيريد.<br />موارد پنج گانه اي كه ذكر شد چند علت از علل مختلف و چندين گانه موجد سكون و بي تحركي در خانواده است از آن جا كه طولاني شدن كلام موجب كاهش حوصله ي شما خواهد گرديد. كلام را در اين جا به پايان رسانده و اميد آن داريم كه همگي هر چه بيشتر بر پويايي خود و اعضاي خانواده خود كوشا باشيم. <!--sizeend--></span><!--/sizeend--><br /><!--sizestart:5--><span style="font-size:18pt;line-height:100%"><!--/sizestart--> <!--colorstart:#660000--><span style="color:#660000"><!--/colorstart-->پورپهلوان .<!--colorend--></span><!--/colorend--> <!--colorstart:#003300--><span style="color:#003300"><!--/colorstart-->مشاور مدرسه راهنمايي غيردولتي <!--colorend--></span><!--/colorend--> <!--colorstart:#990000--><span style="color:#990000"><!--/colorstart-->فرهنگ<!--colorend--></span><!--/colorend--><!--sizeend--></span><!--/sizeend--> <!--fontend--></span><!--/fontend-->]]></description>
<category><![CDATA[پیام مشاور]]></category>
<dc:creator>mrfarzad</dc:creator>
<pubDate>Tue, 03 Mar 2009 05:23:49 +0100</pubDate>
</item><item>
<title>مقاله تربيتي</title>
<guid isPermaLink="true">http://farhangdep.ir/PageItem-60.aspx</guid>
<link>http://farhangdep.ir/PageItem-60.aspx</link>
<description><![CDATA[<!--sizestart:3--><span style="font-size:12pt;line-height:100%"><!--/sizestart--><!--fontstart:Times New Roman--><span style="font-family:Times New Roman"><!--/fontstart-->به نام يگانه بي همتا<br />«تحقير،زمينه ساز بزهكاري نوجوانان»<br />انسان موجودي اجتماعي است وبراي رشدسالم رواني -  اجتماعي ضروري است كه درمحيط اجتماعي مناسب وروابط مطلوب پرورش يابد.اولين اجتماع خانواده است كه نخستين روابط اجتماعي باوالدين درآن تجربه مي شود.ايجاد احساس ارزشمندي ياعزت نفس درفرزندان ازمهمترين كاركردهاي خانواده براي پرورش افراد سالم است.<br />عزت نفس يعني برآوردي كه شخص ازميزان ارزشمندي خوددارد.هرانساني ازتجربه رفتارهاي ديگران ودرك آنهابه  اين احساس مي رسد.اگراين رفتارهاوبرخوردهاي ديگران توام با موردقبول واقع شدن،احترام گذاشتن ودوست داشتن فرد باشد،ايجاد احساس ارزشمندي مي كندوازدرون ، خودراباارزش،باكفايت،مؤثرولايق درك مي كندوآثاراين نوع نگرش اورافعال كرده وبرايش        سلامت رواني وشخصيتي به دنبال خواهدداشت.ولي تحقير انسان موجب ايجاداحساس بي ارزشي و     بي كفايتي دروي شده واين فرآيندرواني زمينه ساز بروزرفتارهاي نابهنجار،انحرافهاي اجتماعي وبزهكاري وبيماري هاي رواني مي شود. تحقيرازنظر عاميانه يعني كوچك كردن فرد. مثلاً وقتي           مي گويندفلاني مراتحقيركرد،يعني كوچك وبي ارزش كرد.اما ازنظرروان شناختي به معناي    «نپذيرفتن ويژگيهاي مثبت يك فردواجازه ابرازخودوعرض اندام ندادن به اواست».وقتي به شخصي اجازه عرض اندام داده نمي شودوخوبي هاوتوانايي هاي اوبيان نمي شود.اواحساس           بي كفايتي وحقارت مي كند.<br />آلفردآدلر ازروانكاوان مشهوري است كه پايه گذارنظريه حقارت است.اوبراساس مطالعات باليني وتحقيق هاي خودمي گويد«خداوند ماراطوري آفريده است كه هركس ماراتحقير كند ازاوفرار          مي كنيم وهركس مارا گرامي بدارد به او علاقمند مي شويم».<br />آدلر مي گويد:«اگرسينه ي مارابشكافند خواهندديدكه مادوست داريم ديگران مارادوست بدارند».<br /> آدلر معتقداست،بسياري ازخودكشي ها،ديگركشي ها،اعتيادها،انحراف هاي اجتماعي ،بزهكاري هاوبدبيني هابه خودوديگران ريشه دراحساس حقارت دارد.علاوه برآدلرروانشناسان ديگري هم هستندكه عامل حقارت رادربيماريهاي رواني،انحراف هاي اجتماعي وبزهكاري، بسيارمهم ودخيل        مي دانند.<br />پاولوف مي گويد:«اگرخوبي هاي انسانها رانگوييم آنان گرفتار خاموشي مي شوندوتنها مي مانند  واين تنها ماندن است كه انحراف ها وبيماري هاي رواني رابه دنبال مي آورد».<br /><br />افراد از سه جايگاه تحقير مي شوند:<br />1-	خانواده: خانواده اولين مكاني است كه فرزندان درآن تحقيرمي شوند.پدران ومادران ناآگاهي كه ازبدوتولدفرزند،شروع به كوبيدن وتحقيراومي كنند،بدترين آسيب رواني رابه فرزندخودوارد          مي كنند.زيراگفتن واژه هاوكلمات تحقيرآميزحتي دردوران كودكي درسازمان شخصيتي فرزنداثرگذاشته واورابه سوي فرسودگي وبي كفايتي سوق خواهدداد.سرازيركردن كلمات تحقيرآميزبرفرزندان وفراموش كردن ويژگيهاي خوب آنان جرات عرض اندام ورفتارسالم راازكودك مي گيرد(توبه جايي 	نمي رسي ،تودست وپاچلفتي هستي، اين چه قيافه اي است كه داري ، فكركردي آدمي ، توفقط هيكلت رشدكرده،عقلت كه رشد نكرده،ديگران بچه دارندماهم بچه داريم،مخت كارنمي كنه،به بابات رفتي ،بيخودي پولهارا هدرنده،قيافه توبه درس خوانها نمي خورد و…ازجمله سخنان تحقيرآميزي هستندكه هرروزدرخانواده ها مي شنويم)).<br /> اگراين سخنان زيادتكرارشود،كودك آنهارامي پذيردوهمان احساس ورفتاردركودك ايجادخواهدشد. درخانواده هايي كه فرزندان خودراتحقيرمي كنند،آمارفرارازخانه ،رفتارهاي پرخاشگرانه،افت تحصيلي ، استعمال سيگار،اعتياد، درگيرشدن باوالدين وبزهكاري ازفراواني بالايي برخورداراست.             دكتررابرت درتحقيقيات خودمي گويد:«هرچه زمان مي گذرد،فاصله بين پدرها ومادرها زيادمي شود ودرنتيجه درگيري افزايش مي يابد.»<br />دراستان ايلام يك دختر17ساله دبيرستاني خودكشي كرده بود.اويادداشتي ازخودباقي گذاشته بودكه درآن نوشته بود:«ازبس اين زن(مادر)مرادرجمع تحقيرمي كندازدست اووحرفهايش خسته شده ام»        مي بينيم كه مسئله احساس حقارت دردوران بلوغ ونوجواني ازحساسيت بالايي برخورداراست وباتوجه به تغييرهاي رواني وجسماني كه دراين سنين درنوجوانان پيش مي آيد،مسئله حقارت يا احساس ارزشمندبودن اهميت خودرانشان مي دهد.دريكي ازمراكز مشاوره ازنوجوان محصل سوم راهنمايي پرسيده شد:<br />«اگرمشكلي برايت پيش بيايداول باچه كسي مشورت مي كني ؟»پاسخ جالبي داد.اوگفت:                            «به جزپدرومادرم باهركس باشدمشورت مي كنم».اين سخن پيامي داردوآن اين است كه نوجوانان درموقعيت رواني وفيزيولوژيكي خاصي به سرمي برندووالدين آگاه وآشنابه مسائل تربيتي بايدبا ويژگيهاي فرزندخودآشنا شوند،ورابطه ي عاطفي ورواني سالمي بافرزندان خودايجاد كنند. آمارنشان                      مي دهدبيشترين دزدي ها ،اعتيادها، خودكشي ها وفرارازمنزل ومدرسه درسنين(14الي 18)سالگي اتفاق مي افتد اين دوره راروانشناسان دوره «ازشيرگرفتگي رواني »  مي نامند،يعني سني كه نوجوان ازخانواده مي بردوبه همسالان وكوچه وخيابان مي پيوندد، درخانواده هايي كه نوجوانان احساس امنيت رواني نمي كنندوهرروز وهرلحظه تحقيرمي شوند،گريز ازخانه بيشترخواهد بود.بنا براين به كاربردن نوع واژه ها وچگونگي برخوردپدرومادر درمنزل درنوع تفكر وويژگي هاي رواني وشخصيتي ورفتارهاي آيندهءفرزندان نقش مهمي ايفا مي كند.خانواده هايي كه مي خواهند ازثبات برخوردار باشند،بايد درمنزل امنيت رواني وعاطفي فراهم كنند وازمحبت كردن وتوجه مثبت به فرزندان خود دريغ نورزند. بهترين نوع محبت به فرزندان ،محبت بي قيد وشرط است يعني دوست داشتن او به خاطر خوداو.<br />2-	مدرسه: جايگاه ديگري كه فرزندان ممكن است در آنجا تحقيرشوند،مدرسه است ،جايي كه درس       مي خوانند وبامعلم وكلاس وآموختن سروكاردارند.كلاس محلي است كه دانش آموزان توانايي وشايستگي خودرانشان مي دهند.توجه، قدرداني ،رفتار مناسب وپذيرفتن دانش آموزازسوي معلم  مي تواند انگيزه وعلاقه به درس را دردانش آموزان شكوفا سازد و فردبتواندازراه تشويق وارج گذاري معلم ،تواناييهاي خودرا بروزدهد و احساس مفيدبودن كند، يكي ازدانشمندان  علم روانشناسي به نام گلاسر رشد«هويت توفيق»را يكي ازرسالتهاي مهم مدرسه مي داند.هويت توفيق دركساني بوجود مي آيدكه دونيازاساسي خوديعني نيازبه دوست داشته شدن ودوست داشتن ونيازبه             احساس ارزشمندي را ارضا كند.وقتي كه رابطه عاطفي ورواني بين معلم ودانش آموزبرقرارشدو              دانش آموزدر كلاس ودرمقابل معلم احساس آرامش وراحتي كرد،بهترين فرصت براي درس خواندن ورفتارهاي سالم مهيا شده است ،اماوقتي كه دانش آموزدركلاس بوسيله معلم ناواردبه مسائل تربيتي ،موردتحقير ومقايسه واقع مي شود،و واژه هاي نسنجيده وتحقيرآميزبردانش آموزان باريدن مي گيردروزبه روزدانش آموز احساس بي كفايتي خواهد كرد ونگرش اوبه خود ،                 منفي وبيمارگونه خواهدبود وروزي اوبه فكرترك تحصيل خواهدافتاد تاازاين حقارت رهايي پيدا كند.درست است كه اكثرمعلمان جامعه ما دلسوزومهربان هستند وبراي موفقيت فرزندان ما تلاش صادقانه مي كنند،اما ديده شده است معلماني كه ازويژگيهاي رواني وجسماني دانش آموزان هيچ شناختي ندارند وغيرازتوهين وتحقيربراي كنترل كلاس وترغيب دانش آموزان به درس خواندن ، ابزارديگري دردست ندارند ،بدترين آسيب هاي رواني ورفتاري رابه نوجوانان ماواردكرده اند. وقتي نوجوانان ودانش آموزان راهنمايي ودبيرستاني كه دردورهء حس استقلال وشكوفايي «من» بسرمي بردند ودر برابراحساس حقارت هر لحظه آماده واكنش است ازمعلم كينه به دل مي گيرد رابطه معلم – شاگردي به رابطه اي خصمانه وكينه توزانه تبديل مي شود. نتيجه اين احساس حقارت، افت تحصيلي واحتمالاً ترك تحصيل خواهدبود. بنا براين محيط مدرسه بايد خصيصه هايي داشته باشد كه دانش آموز ان درآنجااحساس امنيت رواني وآرامش بكنندومعلم باراهنمايي وترغيب وتشويق خود، توانايي بچه هاراشناسايي كرده ودرآنان احساس عزت نفس وارزشمندي ايجادكند . درچنين صورتي است كه دانش آموزان ازنظررواني وشخصيتي ،ثبات پيدا كرده ورفتارهاي آنان سالم ومتعادل خواهدشد.<br />3-	جامعه: علاوه برخانواده ومدرسه،خودجامعه هم به عنوان عاملي گسترده وبزرگتر درفرايندرواني ورفتاري نوجوانان تاثيرمي گذارد.جامعه تشكيل شده است ازهمسالان ،كوچه و دوستان، سينما، تلويزيون، مطبوعات، ورزشگاه ،مساجد،عالمان،رهبران،وهمه كساني كه مستقيم ياغيرممستقيم درديدگاه ها ورفتارهاي فرزندان نوجوان ومردم تاثير مي گذارد «درجامعه أي كه توانايي ها،  خوبي ها، وشايستگي هاي افرادعنوان نمي شود واگركسي شكست بخوردازآن كوهي ازمشكلات  ساخته مي شود كه امكان غلبه برآن محال است ودرجامعه أي كه مردم  نحوه ي برخوردبا شكست را نياموخته اند، ودرجامعه أي كه  بيش از65 درصد  ازكلمات جاري برزبان اعضاي خانواده ها منفي وتحقيرآميز است ودرجامعه أي كه زنان ومردان درمنزل ازهم تشكر نمي كنند  وبه جاي اميددادن ودلجويي ،يكديگر راتحقير مي كنندودرجامعه أي كه 50 درصدعلت طلاقهاوجدائيها «تحقيركردن يكديگر» درمنزل است فرزندان نوجوان ازدوران كودكي كلمات  تحقيرآميزراپذيرا شده و شخصيت آنها هم براساس همين فرآيندرواني معيوب واحساس حقارت شكل مي گيرد. درباره رفتارهاي نابهنجار،انحرافهاي اجتماعي وبزه كاري نوجوانان عامل مهمي كه ازنظرروان شناختي ،برجسته به نظرمي رسد «احساس حقارت » درنوجوان ودورشدن آنان از احساس خودارزشمندي است.اگرنوجواني بيش ازحد تحقيرشود واجازهء عرض اندام به اوداده نشودممكن است ادامه ي   اين رفتار،موجب پيدايي مشكلات رواني ورفتاري شود.اين آثارممكن است چنين باشد:<br />1-  تحقيربيش ازحد،زمينهءحسادت رافراهم مي كند.<br />2-  تحقيربيش ازحدپرخاشگري فردراافزايش مي دهد.<br />3-  تحقيربيش ازحدموجب مي شود اعتمادبه نفس فردپايين بيايد.<br />4-  تحقيربيش ازحدموجب مي شودفردازخود تصويري پيداكند كه بدترين مرحله از نظر رواني  ،اختلال شخصيتي است.<br />5-  تحقيربيش ازحدموجب مي شود كه فرد حقارت را بپذيرد،دراين صورت زمينه هرنوع انحراف وبزهكاري فراهم مي شود<!--fontend--></span><!--/fontend--> <!--sizeend--></span><!--/sizeend-->.			اقتباس ازمجله اصلاح وتربيت<br /><br />«تلاش كنيم باكمك وهمكاري يكديگرآينده أي مملواززيبايي وشادابي براي فرزندان خودمهيا سازيم. »<br />مديرمدرسه راهمايي تحصيلي غيرانتفاعي فرهنگ<br />محمد  فرزاد<br />]]></description>
<category><![CDATA[پیام مشاور]]></category>
<dc:creator>mrfarzad</dc:creator>
<pubDate>Wed, 26 Nov 2008 15:30:02 +0100</pubDate>
</item><item>
<title>سخني بااوليا</title>
<guid isPermaLink="true">http://farhangdep.ir/PageItem-8.aspx</guid>
<link>http://farhangdep.ir/PageItem-8.aspx</link>
<description><![CDATA[<!--fontstart:Times New Roman--><span style="font-family:Times New Roman"><!--/fontstart--> <!--sizestart:4--><span style="font-size:14pt;line-height:100%"><!--/sizestart--> <!--colorstart:#000099--><span style="color:#000099"><!--/colorstart-->سخني با اوليا <!--colorend--></span><!--/colorend--><!--sizeend--></span><!--/sizeend--><!--fontend--></span><!--/fontend--><br /><!--fontstart:Times New Roman--><span style="font-family:Times New Roman"><!--/fontstart--> <!--sizestart:3--><span style="font-size:12pt;line-height:100%"><!--/sizestart--> <!--colorstart:#336666--><span style="color:#336666"><!--/colorstart-->باسلام ،تشکر وقدر دانی از حسن توجه شماوالدین گرامی ،به خانه دوم فرزندتان ،می خواهیم به بهانه حضور در جلسه انجمن اولیا ومربیان ،کلامی پای درد دل یکدیگر بنشینیم .<br />سالهاست که قصد های زندگی ما دیگر با یکی بود،یکی نبود آغاز نمی شود وبا کمال تاسف فراموش کرده ایم که غیر از "خدا" دیگر کسی نیست . سالهاست که گنبد کبود قصه های شیرین زندگی ما جای خود را به سقف هایی داده اند که زیر آن دیگر نه پیرزن مهربان ونه هیچ دل مهربانی نیست که برای دیگر اعضای خانواده بتپد.<br />چه باور داشته باشیم وچه نداشته باشیم ،باورود تکنولوژی های جدید نه تنها به خانه ی ما بلکه به قلب وروح ما،قافیه را تقریباً باخته ایم.<br />اگر روزگاری فرزندان ما امید آن را داشتند که در پسِ روزی بر درد سر وکوفتگی کار شب ،انتظار آنان با لبخند ما به سیمای معصومشان به شهر مهربانی می رسید ،حال دیگر لبخند والدین فقط در ازای یک پیامک sms) )هیجان انگیز اما خالی از هر معنویتی شکوفا می شود دیگر صدای فرزند ما،جای خود را به گوشی ها وhands  free"" هایی داده است که رقیب خوبی برای آنان نیست.<br />ما ایرانیان مدت خیلی زیادی نیست که با رایانه آشناییم ،اما فرزندان ما در بیرون از منزل قلبشان فقط برای چت کردن تنگ می شود وبیصبرانه به خانه می آیند برای این کار ،نه برای بودن کنارما . پیشرفت تکنولوژی توسط انسان برای انسان به جهت رفاه وآسایش خود اوست ِ.تکنولوژی مقصر نیست ما تکنولوژی آموزان خوبی در کلاس تمدن نیستم. گناه را گردن چه کسی می اندازیم غیر از خودمان !!!.کاش ساعتی اختراع می شد تا ذهن وروح خوابیده وقلب مرده ما را بیداروزنده می کرد وبا تلنگری جانانه ما را به یاد خودمان می آورد که در کجای این مسیر قرار داریم ودراین دریای مواج زندگی ،ما بر امواج سواریم ویا امواج بر ما؟؟<!--colorend--></span><!--/colorend--><!--sizeend--></span><!--/sizeend-->!!!<!--fontend--></span><!--/fontend--><br /><!--fontstart:Arial--><span style="font-family:Arial"><!--/fontstart--><!--sizestart:3--><span style="font-size:12pt;line-height:100%"><!--/sizestart-->در پایان لازم است ما والدین همیشه متذکر خود باشیم که<!--sizeend--></span><!--/sizeend-->:<!--fontend--></span><!--/fontend--><br />1-	<!--fontstart:Times New Roman--><span style="font-family:Times New Roman"><!--/fontstart--> <!--sizestart:3--><span style="font-size:12pt;line-height:100%"><!--/sizestart--> <!--colorstart:#009900--><span style="color:#009900"><!--/colorstart-->اشتباه فرزندانمان را فراموش کنیم.<br />2-	حداقل هفته ای یکبار خاطرات وآروزها ی نوجوانی خود را مرور کنیم.<br />3-	همیشه می خواهیم فرزند ها با ما دوست باشد ،اینبار ما با آنها دوست باشیم.<br />4-	رشد جسمی فرزندمان را وسیله تحقیرش نسازیم: " فقط قدت بلند شده! از عقل که خبری نیست! "                       " صدای ناهنجارت!!را گذاشتی روی سرت!! "<br />5-	پایندی به ارزشها وقوانین را از خودمان شروع کنیم .<br />6-	هرگز به فرزندمان پشت نکنیم وبا آنها قهر نباشیم، وحتي یک دقیقه <br />7-	صحبت ومکالمه راجع به چیزهای جزئی اما مورد علاقه فرزندمان ،چیزی از ارزش ما کم نمی کند.<br />8-	گاهی هم به موسیقی مورد علاقه فرزندمان گوش دهیم .<br />9-	هرگز به جای او خرید نکنیم ،مگر این که خودش بخواهد.<br />10- هر وقت فعل "خواستن" را صرف می کنیم حتماًفاعلش همه اعضای خانواده باشند<!--colorend--></span><!--/colorend-->.<!--sizeend--></span><!--/sizeend-->                                                                                                                                       *  <!--sizestart:3--><span style="font-size:12pt;line-height:100%"><!--/sizestart-->با آرزوی موفقیت برای همه والدین<!--sizeend--></span><!--/sizeend-->*<!--fontend--></span><!--/fontend-->                                                                                                                  *  <!--sizestart:3--><span style="font-size:12pt;line-height:100%"><!--/sizestart--> <!--fontstart:Times New Roman--><span style="font-family:Times New Roman"><!--/fontstart-->واحد مشاوره مدرسه غیر انتفاعی فرهنگ <!--fontend--></span><!--/fontend--><!--sizeend--></span><!--/sizeend-->*]]></description>
<category><![CDATA[پیام مشاور]]></category>
<dc:creator>mrfarzad</dc:creator>
<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 19:06:38 +0200</pubDate>
</item></channel></rss>